بایگانی

Posts Tagged ‘لذت’

اسپری تاخیری برای مکث کابوس هایمان!

اکتبر 21, 2010 ۱ دیدگاه

ریده ام به هیکلم….تا ساعت 4 صبح فیلم مهرورزی زنها و مردهای برهنه را نگاه کرده ام…تمام بدنم پر است از آب های کمری که باید خالی شوند…چه به بهانه غسل صبح اگر مسلمان میبودم و چه به بهانه شخصی ترین لذت دنیا اگر صرفا انسانی باشم ….وقتی که چشمهایم از لذت بسته میشود جملات آدمهای آشنایی جلوی رویم نشر پیدا میکنند که ترسیده اند از ازدواج …که باخته اند به عشق …که له شده اند در زیر تعهد….وقتی که نفس های تند زن فیلم هیجانی از از تمنای تنش را به من میدهد یاد مردهایی می افتم که سرخورده اند از کردن زن خیابانی ….که خودشان مانده اند و حقارت تنی رنجور از فقر و نداری …البته اگر وجدانی داشته باشند که وگرنه چنان زن را جر داده اند با تاخیری های نامرد که بیچاره زن بی پناه خون بالا آورده است بی آنکه توانسته باشد شکایتی داشته باشد از مرد و یا احیانا تاخیری های بی شرف….کدام کارخانه تاخیری ساز جواب شکایت نشمه خیابانهای ایران را خواهد داد؟….من مانده ام و لذت هایی که خودم به خودم هدیه میدهم …با همین معامله 15 سانت به قطر و 16 سانت به طول….تازه اگر خوش شانس باشم به تراکم خون و تمنای لذت….از زندگی رد شده ام فقط چای سبز مانده است که به گلو بزنم…شاید که سرطان نگیرم…از هجوم خیابانهای بی نشمه و وجدانهای ماسیده و کارخانه های تاخیرساز که بی مکث اند به نگاه های گرسنه جوانهای ایرانی…..به خاطره هایی به طول دیوار برلین….به کلفتی کعبه….که دیگر خاطره نیستند که کابوس میشوند بر ذهن….مبادا که در آینده به زنی تجاوز کنی؟….مبادا که قلبی را بشکنی به عشق؟….مبادا که توقفی شوی بر احساس کسی؟…چه میماند برایم جز همان مهرورزی های زنان و مردان برهنه؟ که حداقل تخیلی را پوشش داده باشم…..حداقل تخیلی را…..در این برهنگی ریاکاری …در این سرزمین طاعون زده بی رویا…

Advertisements
دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: