Archive

Archive for the ‘زن زن زن’ Category

در کجا پس؟

نوامبر 14, 2010 بیان دیدگاه

در خیابان زن تعریف نمیشود…
در دهان فراخ راننده تاکسی تعریف نمیشود..
.در پوشیه ثبت نمیشود….
در رژ قرمز بوسه نمیشود…
در مسیر پر عطرخیابانی
که ساق پایی
شروعی است بر نگاهی
لمس نمیشود…
در کجا پس….؟
در کجا پس ….
باران میشود بر روزمرگی های سگی….
باد شاید…
برگ حتی…
..
..
..
در کجا پس؟

دسته‌ها:زن زن زن

زنهای خوشگل خیابانی….

اکتبر 23, 2010 بیان دیدگاه

زنهای خوشگل خیابان تمام نمیشوند
زیباها چرا.
کیت وینسلت نفس به سختی میکشد
وقتی که آنجلینا جولی با نیکی کریمی میخوابد
اینگرید بر گمن مرده است
و من که در حال احتضارم
میبینم لبخند تو را ای خوشگل…
دستم اما در تاریخ به چهره مادری است که زیبا بود
به سان روسها
روسها اما همه
فروخته شده اند به ده روبل
ایرانی ها به صد ریال
من اما دارم میمیرم
از خیابانی که سهمی از آن ندارم
جز عطر زنی.

دسته‌ها:زن زن زن