بایگانی

Archive for the ‘آزادی و نه مثلا آزادی’ Category

مردم دنیا دو دسته اند:ایرانی و بولویایی!

ژانویه 1, 2011 بیان دیدگاه

نکنه توضیح هم میخواین؟

ضرورتی به نام مهاجرت

دسامبر 27, 2010 2 دیدگاه

دیگه یواش یواش دارم به این نتیجه میرسم مهاجرت یک ضرورته نه انتخاب.اصلا هم مهم نیست وطن را ارزشی نگاه کنی یا حتی ضد ارزش !بحث خیلی ساده تر از این حرفاست.زندگی در مملکتی که هزینه های زندگیش جهانی و حتی بیشتر از جهانی است جایی برای احساسات نمیگذارد! هزینه انگلیسی یاد گرفتن و آیلتس گرفتن نباید بیش از 1 تومن بشه به علاوه 100 تومنی که مجبوری با خودت داشته باشی تا از آب و گل در بیای و تو محیط جدید بتونی حرکت کنی.ولی هزینه تحمیق یک ملت و تحقیر پشت بندش خیلی بیشتره.به خصوص این که تحقیر برای مردم خاکی که در آن زندگی میکنی به یک عادت تبدیل شده باشه.شاید خیلی از ما این پول را نداشته باشیم ولی اگر داریم و در برزخ قشر متوسط بودن مانده ایم باید بگویم قشر متوسط در ایران از بین خواهد رفت .و با حداقل قدرت سابقش را از دست خواهد داد و این دقیقا همون چیزی است که حکومت نازنین میخواهد!!!

در ستایش تلویزیونی که روزگاری مهران مدیری میداد و حالا ستایش!!

دسامبر 17, 2010 بیان دیدگاه

برگ برنده هایشان دارد تمام میشود وقتی که زخم دهه شصت به ناچار در اواخر دهه هشتاد سرباز میکند!…..همین امشب مثلا…!حالا دیگر بازهم باید واقعیات نسلها را غربال کنند به ممیزی هرچند که دانه درشت هایش بماند!..خاطرات مشحون به درد سرزمینی را هر قدر هم که تراش بدهی به دست کارگردانی بازهم پیکره اصلی اش می ماند در ذهن کسانی که آن روزگار را زندگی کرده اند….آس مان آزادیمان است و البته حافظه نسلی که آزادی را به 8 سال حنگ داد و باخت….فراموش نکنیم!