خانه > Uncategorized > آزادی…و نه مثلا آزادی

آزادی…و نه مثلا آزادی

نشسته ام و مثلا یک اعتراف عاشقانه نوشته ام.خیلی باحال است که ادم همهیشه برای خودش زندگی کند .همیشه عاشق هم میشود برود و جلوی آینه این را بگوید آخر خوبیش این است که با این روش بعضی از اشکال حماقتت برای خودت هم ثابت میشود.دارم متن ووردی را میخوانم که برای دختره نوشتم تا بعدا برایش از طریق فیس بوک ارسال کنم بعد اما میبینم که چقدر خنده دار میشه این نوع از اعترافات به دوست داشتن.همیشه احساس برای من نوعی خجالت به همراه داشته البته غیر از آن وقتی که مامان مرد من بقیه اوقات از احساسی شدن متنفر بودم ولی مثل سگ هم متنفر شده ام .خب این رابطه های بین من و خودم همیشه مزه خودش را داده .مثل خودارضایی است دیگر.کمی لذت دارد و کمی هم نشانه بی عرضگی طرف در پیدا کردن یک شریک است.اما آزادی این خودارضایی ها شاید در کل بیرزد به جسارت تجربه های مختلف ولی ادم باید خیلی عاقل باشد تا تفاوتها را بفهمد! عقل من الان از روی ترس این انتخابها را میکند…ترس خوب است؟نمیدانم!

پی نوشت:الان که نوشتم خودارضایی آمار خوانندگان وبلاگ میرود بالای بالا! حال کردی ووردپرس؟

Advertisements
دسته‌ها:Uncategorized
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: