خانه > Uncategorized, این خود و این فاصله ها... > این ترسها….این آدمها

این ترسها….این آدمها

از خواب بلند شده ام…دارم فکر میکنم که نام پدر پدربرزگم چیست.؟این سوال میتواند به کابوس شبانه ات تبدیل شود اگر بفهمی که نامش را نمیدانی….اگر بفهمی که هیچ وقت نامش را نخواهی دانست….و این که شاید روزی پدر پدربزرگ پسری خواهی شد
….

Advertisements
  1. فوریه 6, 2011 در 10:37 ب.ظ.

    همیشه با ترس زندگی میکرد مردی که نامش را فراموش کرد

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: