بایگانی

Archive for ژوئن 2010

کاشکی…

ژوئن 30, 2010 ۱ دیدگاه

میخوام تا خود صبح گیتار بزنم…کاشکی یاد داشتم لامصبو….

دسته‌ها:Uncategorized

آرامشی که میخواهمش…

ژوئن 30, 2010 بیان دیدگاه

هجوم آدمها حالم را خراب میکنه…چه مهمون باشند و چه دشمن….چه تو باشی عمو و چه حمله ارتش مغول…وقتی که گیر کرده بودم در کوچه های نیشابور…

دسته‌ها:Uncategorized

اروگوئه

ژوئن 28, 2010 بیان دیدگاه

زندگی من پر است از گلهایی که از خط رد شد و داور ندیدش….پر است از تساوی هایی با زندگی که به جبری نابخشودنی به باخت تغییر یافت….مبادا که داور ابر انسانِ بازی شود …در هیاهویی که قدیسین وووزلا به دست هویم کردند…..فریاد اما همچنان پیروزی است….حتی اگر تمامی عمرم در اروگوئه سپری شده باشد…

دسته‌ها:Uncategorized

فرق اصلاح طلبان با اصول گرایان فرق دانشگاه آزاد است با پیام نور…

ژوئن 27, 2010 بیان دیدگاه

دانشگاه آزاد برای من سمبل اصلاحات است…دانشگاهی با کیفیتی معمولی و بعضا پایین با شهریه هایی بالا و جوانانی که تکلیفی برای ادامه زندگیشان نداشتند جز بهانه ای که آن هم با ریختن پول به حساب افرادی چون جاسبی تعبیر به تحصیلاتی بی آینده میشد! و ممدی که از گفتگوی تمدنها حرف میزد و امروزی که دیگر برایم محبوب نیست ….دانشگاه پیام نور اما برای من نماد اصولگرایان تندرویی است که ملغمه ای از وهم دیگر آزاری و بعضا شکنجه افرادی هستند که میحواهند نام دانشجو را به جمعیت جوان مملکتی تحمیل کنند اما خب در پی این تحمیل تحقیری عمیق هم وجود دارد…از عدم وجود فضای مناسب آموزشی و نبود کتب علمی با کیفیت و هر آنچه که تعبیر میشود به دانشگاه یا حداقل آنچه که مقصود به مکانی شود که علم در آن جریان دارد…..اصولگرایان میخواهند کنتوری ساخته باشند از دانشگاه پیام نور که با بالا رفتن تعداد دانشجویانش فقط و فقط فخری بفروشند به هر چیزی که تعبیری به روزگار اصلاحات میشود ….بی آنکه بفهمند کمیتی بدون کیفیت تعریفی از حماقت و البته خیانت است….امروز خواندم میخواهند از ورود جاسبی به سازمان مرکزی دانشگاه آزاد ممانعت به عمل آورند.چند روز پیش هم در خبرها بود که مجلس دندان طمع آقا و آقایان را از دانشگاه آزاد کنده هر چند که بعد به سرعت تسلیم عاشقان امامت و ولایت شده…ولی تنها چیزی که برای من جالب است قیافه مغرور و پر کبر جاسبی این سالهاست که در برابر همنوعانی از جنس خودش میشکند…چیزی که برای من بازهم تعبیر به اخلاقی بودن مفهوم عدالت میشود….اما گمان نکنم طرفداران آقا و آقایان و البته خود آقا در برابر مفهومی از جنس خودشان و با زبانی که به فارسی گویش میشود ره به خضوعی حتی عوام فریب ببرند…عدالت بازی ای دیگر برای آنها رقم خواهد زد….بازی قدرت اما هچنان ادمه دارد….

دسته‌ها:Uncategorized

شاید عشق…

ژوئن 24, 2010 بیان دیدگاه

آن عصر کتک نخوردم…از هیچ کس… نه رضا و نه تو و نه از بقیه بچه ها…اما زنگ آخر و بعد از کلاس ریاضی رضا آمد سمت تو و محکم خواباند بر گونه ات…بعد تو محکم تر خواباندی بر گونه اش…رضا فریاد زد:تو گقتی به او پاس بدهم در حالی که انگشتهایش مشت میشد به سمت تو …فریاد زدی :اینها همه به خاطر پدرش بود… دروغ میگفتی …. در حالی که نوک انگشتهایت خطابه ای میشد بر من…….تحقیر اما سهم من بود سعید …توصیف یک موقعیت بود وقتی که چهره ام سرخ میشد در مرزآن همه اشاره و خشم….و آفتابی که تیغ شده بود بر نگاه هایمان آن قدر که داغ بود….تازه اما آن موقع بود که فهمیدم چشمهایت را دوست دارم…ولی بعد از تو…دیرتر از تو…وقتی که گفتی لبهایم شیرین است…. آن شبی که فردایش نباختیم…

دسته‌ها:Uncategorized

انسداد

ژوئن 24, 2010 بیان دیدگاه

اضطراب تا کجای نگاهتان است؟

دسته‌ها:Uncategorized

مبارزه!

ژوئن 10, 2010 2 دیدگاه

در ایران غیر از انرژی هسته ای که همیشه در حال تعلیقه بقیه چیزها هم در برزخه گویا…! مثلا مبارزه برای آزادی …

دسته‌ها:Uncategorized